ترجمه "jolt" به فارسی
تکان, یکه, شوک بهترین ترجمه های "jolt" به فارسی هستند.
jolt
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To push or shake abruptly and roughly. [..]
-
تکان
nounI carry on walking, trying to keep my arm from jolting.
به راه رفتن ادامه میدهم و سعی میکنم بازویم را طوری نگه دارم که تکان نخورد.
-
یکه
nounI felt a jolt go through me as Seth thought Charlie's name.
وقت یکه سِثْ اسم چارلی رو آورد انگار یه چیزی منو تک ون داد.
-
شوک
That's quite a jolt.
عجب شوک قوي اي
-
ترجمه های کمتر
- واخوردن
- سبو
- (حین حرکت) بالا و پایین رفتن یا پریدن
- (خودمانی) مقدار کم ولی موثری از برخی چیزها: کمی مشروب
- (در اثر ضربه یا رد شدن از دست انداز و غیره) تکان دادن
- بهت زده کردن
- تلق تلق
- تکان تکان خوردن
- تکان دادن
- تکانه (در اثر ضربه یا دست انداز و غیره)
- دعواو نزاع
- شگفت زده کردن
- ضربه ی روحی زدن به
- ضربه ی روحی یا روانی
- عطر (و غیره)
- فروریخته شدن دل
- هوای تازه
- ورجه وورجه کردن
- یکه زدن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jolt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن