ترجمه "jostle" به فارسی

هل, هل دادن, برخورد بهترین ترجمه های "jostle" به فارسی هستند.

jostle verb noun دستور زبان

(ambitransitive) To bump into or brush against while in motion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هل

    verb noun

    They walked on, talking and jostling one another off the road.

    صحبتکنان، در حلالی که یکدیگر را بیرون جاده هل میدادند، به راه خود ادامه دادند.

  • هل دادن

    Verb

    They were jostling, pelting, and applauding a figure which at first Gemma could not see for the pushing and swaying of the crowd.

    آنان سرگرم هل دادن، ضربه زدن و تحسین کردن بودند که جما ابتدا به سبب فشار و موج جمعیت قادر به دیدنش نشده بود.

  • برخورد

    noun

    the child jostled her as he passed, then recoiled, exclaiming: Hello!

    بچه در حال عبور به پیرزن برخورد، قدمی عقب رفت و با صدای بلند گفت: زکی! منو بپا!

  • ترجمه های کمتر

    • هماوری
    • تکان
    • (از نزدیک) تماس پیدا کردن
    • (با with و for) برای چیزی با کسی در افتادن
    • (مثلا در میان جمعیت انبوه) تنه زدن
    • آرنج زدن
    • اصطکاک داشتن
    • با تنه زدن جلو رفتن
    • با هل دادن پیش رفتن
    • تنه زدن
    • تنه زنی
    • هماوری کردن
    • همسایی کردن
    • پرتاب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jostle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jostle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه