ترجمه "joy" به فارسی
سرور, خوشبختی, شادی بهترین ترجمه های "joy" به فارسی هستند.
(uncountable) The feeling of happiness, extreme cheerfulness. [..]
-
سرور
nounfeeling of happiness
There she met Vronsky, and experienced an agitating joy at those meetings.
در آن جا ورانسکی را میدید و با هر بار دیدار او سرور و شعفی فراوان احساس میکرد.
-
خوشبختی
nounThese were the tears of joy and peace and reconciliation.
اما اشکهای آنها اشکهای خوشبختی و مهر و مودت و آشتی بود.
-
شادی
nounTrue joy, or true sorrow'strength'is not drawn out over hours like beer from a cask.
شادی حقیقی، رنج حقیقی، نیرو، چیزی نیست که مانند آبجو ساعتها در جام بگردد.
-
ترجمه های کمتر
- شادمانی
- نشاط
- کروز
- خوشی
- لذّت
- مسرت
- خرسندی
- بهجت، سعادت، فرح
- حظ
- حظّ
- لذت
- خوشحالی
- شوق
- دلخوشی
- chûschî
- طرب
- (با: in) شاد و خرم بودن
- (قدیمی) لذت بردن
- ابراز شادی
- بهره مندی (از شادی)
- خوشحالی کردن
- شادی کردن
- لذت بردن
- لذت بردن از
- مایه ی خوشی
- مایه ی مسرت
- مسرور شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " joy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name. [..]
"Joy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Joy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.