ترجمه "jubilee" به فارسی
سالگرد, جشن, برگزاری بهترین ترجمه های "jubilee" به فارسی هستند.
jubilee
noun
دستور زبان
A special anniversary, especially a 50th anniversary [..]
-
سالگرد
nounThere's little time till the day of jubilee.
تا سالگرد زماني کمي باقي مونده
-
جشن
noungood or bad, they must partake of my jubilee.
بالاخره آنها هم بایست در جشن شادمانی من شرکت میکردند.
-
برگزاری
-
ترجمه های کمتر
- شادمانی
- عید
- بزرگداشت
- جشنواره
- (به ویژه 05 یا 52 ساله) سالروز
- (تاریخ یهود: جشنی که هر پنجاه سال یک بار برگزار می شد و طی آن همه ی بردگان آزاد و زمین های رهن گذاری شده مسترد وکشتزارها آیش می شد و غیره) یوبیل
- (کلیسای کاتولیک) سال توبه و بخشایش گناهان (که توسط کلیسا تعیین و اعلام می شود- اگر 52 سال یک بار باشد آن را ordinary jubilee می نامند)
- جشن 05 ساله
- جشن 52 ساله
- دست افشانی
- روز شادی
- سال ویژه
- سرمستی و شادی
- فصل سرور
- موسم شادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jubilee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jubilee
noun
دستور زبان
(in the Old Testament) a year of rest, observed by the Israelites every 50 years [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Jubilee" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jubilee در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "jubilee" با ترجمه به فارسی
-
(خوراک پردازی) دسر گیلاس · پس خوراک (مشتمل برگیلاس و سس براندی که روی بستنی قرار می دهند و مشتعل می کنند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن