ترجمه "jumpy" به فارسی

عصبی, جهشگر, رموک بهترین ترجمه های "jumpy" به فارسی هستند.

jumpy adjective دستور زبان

Nervous and excited. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصبی

    adjective

    I don't know why I'm in such a jumpy, irritable mood.

    نمیدانستم چرا این قدر عصبی و بی قرار هستم

  • جهشگر

  • رموک

  • ترجمه های کمتر

    • زودانگیخته
    • جهنده
    • چموش
    • ورجه کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jumpy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jumpy" با ترجمه به فارسی

  • جهندگی · حالت بیقراری یاعصبانیت · حساسیت
اضافه کردن

ترجمه های "jumpy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه