ترجمه "kafir" به فارسی
کافر, گبر, (از عربی : کافر) بهترین ترجمه های "kafir" به فارسی هستند.
kafir
noun
دستور زبان
(Islam) Infidel, pagan, non-believer; a non-Muslim aside from ahl al-kitab (Christians, Jews, etc.). [..]
-
کافر
nounInfidel [..]
-
گبر
nouninfidel
-
(از عربی : کافر)
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی) سورگوم صحرایی
- کفیر (Sorghum bicolor به ویژه caffrorum که در نواحی خشک برای علوفه وخوراک کشت می شود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kafir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kafir
noun
a member of the Kafir people in northeastern Afghanistan
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kafir" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kafir در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "kafir" با ترجمه به فارسی
-
كولئوس اسكولنتوس · كولئوس دازو · پلکترانتوس اسکولنتوس
-
آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · ذرت جارويي · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی · ذرت خوشهای جارويي · ذرت قندي · ذرت كفير · سورگوم بیکولور · سورگوم دروموندي · سورگوم دروموندياي · سورگوم دورا · سورگوم دوكنا · سورگوم روكسبورگياي · سورگوم ساتيوم · سورگوم سوبگلابرسانس · سورگوم كافروروم · سورگوم كوداتوم · سورگوم نروزوم · سورگوم ولگار · سورگوم گويينينس · مايلوها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن