ترجمه "kebab" به فارسی

کباب, (از ریشه ی فارسی یا ترکی), رجوع شود به shish kebab بهترین ترجمه های "kebab" به فارسی هستند.

kebab verb noun دستور زبان

(UK) A dish of pieces of meat, fish, or vegetables roasted on a skew or spit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کباب

    noun

    kebab [..]

    Nothing worse than kebabs and caramel custard happened there now.

    حالا دیگر هیچ اتفاقی بدتر از پختن کباب و درست کردن کارامل دسر کاستارد در آن روی نمیداد.

  • (از ریشه ی فارسی یا ترکی)

  • رجوع شود به shish kebab

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kebab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kebab"

عباراتی شبیه به "kebab" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kebab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه