ترجمه "keloid" به فارسی
(پزشکی : گوشت زیادی که در محل زخم به وجود می آید) فزونگوشت, کلوئید (جوشگاه) بهترین ترجمه های "keloid" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Proper wound management further decreases this probability, as well as the probability of hypertrophic scarring or keloid formation." ↔ مدیریت زخم مناسب این احتمال را کاهش میدهد همچنین احتمال بروز هیپرتروفی یا تشکیل کلوئید.
keloid
verb
noun
دستور زبان
(pathology) A hard raised growth of scar tissue at the site of an injury. [..]
-
(پزشکی : گوشت زیادی که در محل زخم به وجود می آید) فزونگوشت
-
کلوئید (جوشگاه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " keloid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "keloid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Proper wound management further decreases this probability, as well as the probability of hypertrophic scarring or keloid formation."
مدیریت زخم مناسب این احتمال را کاهش میدهد همچنین احتمال بروز هیپرتروفی یا تشکیل کلوئید.
Now, what would I be doing being friends with a bitch with a keloid and some run-over shoes?
مگه خلم با يه جنده که يه کيلود هم داره ( کيلود:
Keloids may form subsequent to a burn, particularly in those who are young and dark skinned.
ممکن است بعد از سوختگی به ویژه در افراد جوان و کسانی که دارای پوست تیره هستند شاهد کلوئید باشیم.