ترجمه "kenning" به فارسی
(اسکاتلند) دانش, (اسکاتلند) کمی, (شعر انگلیسی کهن : اسم استعاره دار) کن اینگ (مثلا به کاربردن whale-path به جای sea) بهترین ترجمه های "kenning" به فارسی هستند.
kenning
noun
verb
دستور زبان
(obsolete) Sight; view; a distant view at sea. [..]
-
(اسکاتلند) دانش
-
(اسکاتلند) کمی
-
(شعر انگلیسی کهن : اسم استعاره دار) کن اینگ (مثلا به کاربردن whale-path به جای sea)
-
ترجمه های کمتر
- تشخیص
- شناسایی
- قدرت بینایی
- نوعی استعاره
- کنینگ
- یک ذره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kenning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kenning" با ترجمه به فارسی
-
کنت تامسون
-
(اسکاتلند) دانستن · (قدیمی) دیدن · (محلی) تشخیص دادن · (نادر) میدان دید · ادراک · اطلاع · بینش · دانش · دریافت · دیدرس · علم · فهم · مشاهده کردن · معرفت · نظر
-
(اسکاتلند) دانستن · (قدیمی) دیدن · (محلی) تشخیص دادن · (نادر) میدان دید · ادراک · اطلاع · بینش · دانش · دریافت · دیدرس · علم · فهم · مشاهده کردن · معرفت · نظر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن