ترجمه "keypad" به فارسی

(در صفحه ی کلید کامپیوتر و تلفن و دستگاه کنترل تلویزیون از فاصله و غیره) صفحه ی دکمه ها, شستی ها, صفحه کلید بهترین ترجمه های "keypad" به فارسی هستند.

keypad noun دستور زبان

A small board with keys primarily used for tactile input into a machine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در صفحه ی کلید کامپیوتر و تلفن و دستگاه کنترل تلویزیون از فاصله و غیره) صفحه ی دکمه ها

  • شستی ها

  • صفحه کلید

    noun

    A calculator-style block of keys, usually at the right side of a keyboard, that can be used to enter numbers.

    Well, all the other locks in Max's facility use a keypad system, but this one's a bio-diagnostic.

    خوب, همه ی قفل های دیگه ی تسهیلات " مکس " از, سیستم صفحه کلید استفاده شده ولی این یکی زیست-تشخیصی هستش

  • ترجمه های کمتر

    • صفحه کلیدکوچک
    • فشاره ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keypad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "keypad"

عباراتی شبیه به "keypad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "keypad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه