ترجمه "keyword" به فارسی
واژه کلیدی, کلمه کلیدی, کلمهای که در موتور جستجو، جستجو میشود. همچنین کلمهای است که با دقت محتوای یک صفحه را توضیح میدهد. بهترین ترجمه های "keyword" به فارسی هستند.
keyword
verb
noun
دستور زبان
any word used as the key to a code [..]
-
واژه کلیدی
word with a special meaning in a programming language [..]
-
کلمه کلیدی
they're not from tags and keywords.
از کلمات کلیدی یا لقب ها برگرفته نشدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " keyword " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Keyword
-
کلمهای که در موتور جستجو، جستجو میشود. همچنین کلمهای است که با دقت محتوای یک صفحه را توضیح میدهد.
عباراتی شبیه به "keyword" با ترجمه به فارسی
-
به مکان کلمات نسبت به یکدیگر (دوری یا نزدیکی آنها از هم)، اشاره میکند.
-
تراکم کلمه کلیدی
-
تعداد دفعاتی که یک کلمه در کل متن تکرار شده است را نشان میدهد.
-
به تعداد دفعاتی که یک کلمه نسبت به کل کلمات متن تکرار شده است، گفته میشود.
-
جستجوی کلمات
-
کلیدواژه های طولانی
-
تکرار بیمورد کلمات کلیدی در صفحه.
-
جستجو برمبنای کلمات کلیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن