ترجمه "kibble" به فارسی
دلو, ستل, خرد کردن بهترین ترجمه های "kibble" به فارسی هستند.
kibble
verb
noun
دستور زبان
to grind something coarsely [..]
-
دلو
noun -
ستل
-
خرد کردن
Verb -
درشت کوبیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kibble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن