ترجمه "kibitzer" به فارسی

فضول, (در بازی ورق و نرد و غیره) پشت دست نشین که به بازیکن پند ناخواسته می دهد و فضولی می کند, مداخله گر بهترین ترجمه های "kibitzer" به فارسی هستند.

kibitzer noun دستور زبان

A person who offers unsolicited views, advice, or criticism; one who kibitzes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فضول

    adjective noun
  • (در بازی ورق و نرد و غیره) پشت دست نشین که به بازیکن پند ناخواسته می دهد و فضولی می کند

  • مداخله گر

  • نخود هر آش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kibitzer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kibitzer" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه به بازیکنان ورق یا نرد و غیره) پند ناخواسته دادن · دخالت کردن · فضولی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "kibitzer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه