ترجمه "kilogram" به فارسی
کیلوگرم, هزار گرم, کیلو گرم بهترین ترجمه های "kilogram" به فارسی هستند.
kilogram
noun
دستور زبان
In the International System of Units, the base unit of mass; the mass of a specific cylinder of platinum-iridium alloy kept at the International Bureau of Weights and Measures in France. Symbol: kg [..]
-
کیلوگرم
noununit of mass equal to 1000 grams [..]
and consumed two billion kilograms of bush meat.
برابر با دو میلیارد کیلوگرم گوشت حیوانات وحشی خوردند.
-
هزار گرم
noun -
کیلو گرم
nounThis two-millimeter-thin superconducting layer could hold 1,000 kilograms, a small car, in my hand.
این لایه به ضخامت دو میلیمتری میتونه ۱ِ۰۰۰ کیلو گرم را، یک اتومبیل کوچک را، در دستم نگه دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kilogram " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kilogram"
عباراتی شبیه به "kilogram" با ترجمه به فارسی
-
کیلوگرم نیرو
-
(سنجه ی کار) کیلوگرم - متر (نیروی لازم برای بلند کردن یک کیلوگرم به ارتفاع یک متر) (انگلیس : kilogram-metre)
-
متر - کیلوگرم - ثانیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن