ترجمه "kilted" به فارسی

بالازده, چین دار بهترین ترجمه های "kilted" به فارسی هستند.

kilted adjective

Having on a kilt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالازده

  • چین دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kilted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kilted" با ترجمه به فارسی

  • (اسکاتلند) دامن دار کردن · بالازدن یا توگذاشتن (دامن و غیره) · دامن اسکاتلندی · دامن دادن به · چین دار کردن (مثل دامن اسکاتلندی) · کیلت (دامن پشمی مردانه ی اسکاتلندی)
  • چین
اضافه کردن

ترجمه های "kilted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه