ترجمه "kind" به فارسی
نوع, گونه, مهربان بهترین ترجمه های "kind" به فارسی هستند.
kind
adjective
noun
دستور زبان
Goods or services used as payment, as e.g. in a barter. [..]
-
نوع
nountype, race, category
Well, that kind of information doesn't just grow on trees.
خب ، اين نوع اطلاعات همينطوري روي درخت رشد نميکنه.
-
گونه
nountype, race, category
But that start was not of the kind that might have been expected.
یکه خورد اما نه بدان گونه که انتظارش میرفت.
-
مهربان
adjectiveaffectionate, nice
He was so kind as to see me home.
او به قدری مهربان بود که مرا تا خانه رساند.
-
ترجمه های کمتر
- تیپ
- جور
- جنس
- قسم
- دسته
- خوب
- طرز
- طبقه
- گروه
- خیم
- رفق، محبت مدارا
- صِنف، سِنخ، طبقه، رسته، گون، گونه
- مهرآمیز
- رئوف
- دلنواز
- روش
- کیفیت
- نهاد
- طینت
- آزرد
- سرشت
- سرچشمه
- (قدیمی) اصل
- (مهجور) بومی
- (مهجور) طبیعی
- با محبت
- حاکی از لطف
- دارای لطف و محبت
- دوست وار
- راه و رسم
- محبت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kind
-
جنس
nounLet's see what stores sell those kind of flint knives.
ببينيد چه فروشگاه هايي چاقو هاي از اين جنس ها رو ميفروشن.
عباراتی شبیه به "kind" با ترجمه به فارسی
-
انواع
-
دستمزد غیرنقدی
-
سود غیر نقدی سهام
-
سود سهام غیر نقدی
-
تا حدودی · تقریباً · کم و بیش · یک جورهایی
-
آورده غیر نقدی
-
یرگید سک: لاثم( .دشابیمن ذقن لوپ اب هک ییاهتخادرپ)نتخادرپ ار امش قرب لوپ
-
مهربان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن