ترجمه "kingdom" به فارسی

پادشاهی, شاهی, ملکوت بهترین ترجمه های "kingdom" به فارسی هستند.

kingdom noun دستور زبان

A nation having as supreme ruler a king and/or queen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادشاهی

    noun

    nation having as supreme ruler a king and/or queen [..]

    Hezekiah and the inhabitants of Jerusalem invited the whole nation—even those of the northern kingdom—to attend.

    حِزْقِیّا و ساکنان اورشلیم از تمام قوم حتی اهالی پادشاهی شمالی دعوت به عمل آوردند.

  • شاهی

    noun
  • ملکوت

    What bearing will the Kingdom-preaching work have on the future magnifying of God’s name?

    موعظهٔ ملکوت چگونه نام خدا را در آینده جلال میدهد؟

  • ترجمه های کمتر

    • قلمرو
    • سلطنت
    • سلسله
    • گستره
    • دامنه
    • (رده بندی) نوع
    • (مهجور) پادشاهی
    • رژیم سلطنتی
    • سلطنت روحانی
    • عالم (هریک از این سه رده : نوع جانوران the animal kingdom و نوع گیاهان the vegetable kingdom و نوع موادکانی the mineral kingdom)
    • مقام و قدرت شاه
    • نظام شاهی
    • کشور پادشاهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kingdom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kingdom
+ اضافه کردن

"Kingdom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kingdom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "kingdom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kingdom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه