ترجمه "kinky" به فارسی

کندله, گوریده, گیردار بهترین ترجمه های "kinky" به فارسی هستند.

kinky adjective دستور زبان

Full of kinks; liable to kink or curl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کندله

  • گوریده

  • گیردار

  • ترجمه های کمتر

    • ژولیده
    • چموش
    • آدم بیخود
    • غیرطبیعی
    • غیرعادی
    • (خودمانی) عجیب و غریب (به ویژه در امور جنسی)
    • (گیسو) وز کرده
    • دارای فرهای ریز (مانند موی سیاهپوستان)
    • درهم گیر کرده
    • گره گره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kinky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kinky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه