ترجمه "kip" به فارسی

بستر, خوابیدن, خواب بهترین ترجمه های "kip" به فارسی هستند.

kip verb noun دستور زبان

The untanned hide of a young or small beast, such as a calf, lamb, or young goat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun
  • خوابیدن

    verb

    To rest in a state of decreased consciousness and reduced metabolism.

    How about a kip on the floor under your desk?

    خوابیدن رو زمین زیر میزت چطوره ؟

  • خواب

    noun

    In de ole days when you come down hopping, you kipped in a stable and dere was no questions asked.

    قبلا هر وقت میومدین رازک چینی میتونستین حتی تو اصطبل بخواب ین و هیچ کی هم حرفی نداشت

  • ترجمه های کمتر

    • خفتن
    • تخت
    • غنودن
    • پانسیون
    • (انگلیس - خودمانی)
    • (واحد پول کشور لائوس) کیپ
    • خواب رفتن
    • در بستر رفتن
    • پوست دباغی نشده ی گوساله یا بچه گوسفند یا بچه ی برخی جانوران دیگر
    • کیپ (معیار وزن برابر با 0001 پوند)
    • یک دسته پوست از این نوع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kip " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kip proper

A diminutive of the male given name Kipling. [..]

+ اضافه کردن

"Kip" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kip در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kip"

اضافه کردن

ترجمه های "kip" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه