ترجمه "kipper" به فارسی

ماهی دودی, ماهی آزاد (نر), ماهی را پاک و نمک اندود (یا دودی یا خشک) کردن بهترین ترجمه های "kipper" به فارسی هستند.

kipper adjective verb noun دستور زبان

A split, salted and smoked herring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی دودی

    noun

    Instead he heard his mouth utter a crazy laugh and then, Your kippers are burning.

    ولی او خنده دیوانهواری کرد وگفت: ماهی دودی هات نسوزن...

  • ماهی آزاد (نر)

  • ماهی را پاک و نمک اندود (یا دودی یا خشک) کردن

  • نمک زدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kipper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kipper" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kipper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه