ترجمه "kitchen" به فارسی
آشپزخانه, مطبخ, آشپزها بهترین ترجمه های "kitchen" به فارسی هستند.
kitchen
noun
دستور زبان
A room or area for preparing food. [..]
-
آشپزخانه
nounroom [..]
Ever since she fell in the kitchen, she hasn't been all there.
از زمانی که او در آشپزخانه افتاد، عقل سالم نداشته است.
-
مطبخ
Stepan tore off his sheepskin and ran back to the kitchen for the light.
استپان نیم تنهٔ پوستین خود را از روی دوش فرو افکند و به مطبخ رفت تا چراغ بیاورد.
-
آشپزها
-
ترجمه های کمتر
- پختگاه
- (رستوران و غیره) کارمندان آشپزخانه
- آشپزخانه چی ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kitchen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kitchen
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kitchen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kitchen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "kitchen"
عباراتی شبیه به "kitchen" با ترجمه به فارسی
-
(دیرین شناسی : توده ی استخوان و زغال و غیره که از محل خوراک انسان های دوران میان سنگی به جای مانده است) پخت انباشت
-
باغهای خانگی · جاليزها
-
محل اطعام فقرا · نوانخانه
-
پالیز
-
آشپزخانهٔ صحرایی
-
باغ خانگی · باغچه ی سبزی کاری خانگی (که محصول آن در خود منزل مصرف می شود) · جالیز
-
کوره
-
(ارتش) سربازان آشپزخانه (معمولا به عنوان ظرف شوی و کمک آشپز) · کار در آشپزخانه (مخفف آن : KP)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن