ترجمه "kitten" به فارسی
بچه گربه, پیشی, بچه گربه زاییدن بهترین ترجمه های "kitten" به فارسی هستند.
kitten
verb
noun
دستور زبان
A young cat. Diminutive: kitty. [..]
-
بچه گربه
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Two puppies and a kitten have just landed on the window sill.
دو توله سگ و یک بچه گربه همین الان افتادند لب پنجره.
-
پیشی
nounYou are nothing but a sad little kitten with an adorable accent and tacky boots.
تو چیزی نیستی به جز یه پیشی کوچولو با یه لهجه ی دوست داشتنی و چکمه های کهنه !
-
بچه گربه زاییدن
-
بچه ی برخی جانوران مشابه گربه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kitten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kitten"
عباراتی شبیه به "kitten" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) زن یا دختر دارای جاذبه ی جنسی
-
بچههای گربه · بچهگربهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن