ترجمه "kiwi" به فارسی

کیوی, كيوي, (جانورشناسی) مرغ کیوی (راسته ی Apterygiformes - بومی زلاندنو) بهترین ترجمه های "kiwi" به فارسی هستند.

kiwi noun دستور زبان

A flightless bird of the genus Apteryx native to New Zealand. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیوی

    noun

    A Chinese gooseberry vine fruit, having a hairy brown skin and dark green flesh with fine black seeds.

    She threw a handful of kiwis and a few peaches into a paper bag and insisted I take them.

    دستکم این را بگیر، چند کیوی و چند هلو در پاکتی ریخت و اصرار کرد بگیرم.

  • كيوي

    No, I don't want kiwi!

    نه, من كيوي نميخوام

  • (جانورشناسی) مرغ کیوی (راسته ی Apterygiformes - بومی زلاندنو)

  • ترجمه های کمتر

    • (میوه ی این گیاه) کیوی K( -3 بزرگ - عامیانه) اهل زلاندنو
    • (گیاه شناسی) درخت کیوی (Actinidia chinensis از تیره ی Dilleniaceae و راسته ی Dilleniales که دولپه ای و تاک مانند بوده اصلابومی زلاند نو است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kiwi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kiwi adjective noun دستور زبان

(informal) A New Zealander. [..]

+ اضافه کردن

"Kiwi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kiwi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kiwi"

عباراتی شبیه به "kiwi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kiwi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه