ترجمه "klick" به فارسی
کیلومتر, هزارمتر بهترین ترجمه های "klick" به فارسی هستند.
klick
noun
دستور زبان
(slang, military) A kilometer. [..]
-
کیلومتر
nounWe were within 20 feet of that blast that sent that animal's hump half a klick into the desert.
ما تو فاصله ی6متری اون انفجار بودیم که باعث شد کوهان اون حیوون نیم کیلومتر اونورتر توی صحرا پرتاب بشه
-
هزارمتر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klick " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن