ترجمه "knurled" به فارسی

دندانه دار, قپه دار, کنگره دار بهترین ترجمه های "knurled" به فارسی هستند.

knurled verb

Simple past tense and past participle of knurl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندانه دار

  • قپه دار

  • کنگره دار

  • گره دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knurled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "knurled" با ترجمه به فارسی

  • (اسکاتلند) آدم کوتاه قد و پهن اندام · خپله · دارای برجستگی یا شیار کوچک کردن · دژپیه · غده · هریک از برجستگی های کوچک یا شیارهای دور سکه و غیره · ورقلمبیدگی · گره · گرهچه · گرهک
  • آجزنی
اضافه کردن

ترجمه های "knurled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه