ترجمه "kooky" به فارسی
خل, غیرعادی, احمق بهترین ترجمه های "kooky" به فارسی هستند.
kooky
adjective
دستور زبان
irreverent; idiosyncratic or unexpected; not normal [..]
-
خل
His belt buckle says " kooky. "
( روي سگک کمربندش نوشته بود کوکي ( خل و چل
-
غیرعادی
-
احمق
adjective -
(امریکا - خودمانی) خل وار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kooky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kooky" با ترجمه به فارسی
-
احمق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن