ترجمه "kosher" به فارسی

کوشر, کاشر, حلال بهترین ترجمه های "kosher" به فارسی هستند.

kosher adjective verb noun دستور زبان

(of food) Prepared in accordance with Jewish religious practices. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوشر

    in accordance with Jewish law [..]

    You know, right now I could go for a nice kosher hot dog and a beer.

    راستش, الان یه هات داگ کوشر با یه آبجو چه حالی میده.

  • کاشر

    in accordance with Jewish law [..]

  • حلال

    adjective

    If this was kosher, death was neither quick nor merciful.

    ، اگر حلال این بود که.مردن نه سریع بود و نه دلسوزانه

  • ترجمه های کمتر

    • ستوده
    • بجا
    • صحیح
    • (امریکا - خودمانی) درست
    • (در مذهب یهود) کوشر
    • (گوشت یا خوراک را) طبق آیین یهود تهیه کردن
    • حلال کردن
    • وابسته به خوراک حلال یا گوشت حیوانی که طبق قانون یهود ذبح شده باشد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kosher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kosher"

عباراتی شبیه به "kosher" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kosher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه