ترجمه "label" به فارسی
برچسب, برچسب زدن, اتیکت بهترین ترجمه های "label" به فارسی هستند.
(transitive) To put a label (a ticket or sign) on (something). [..]
-
برچسب
nounname categorising someone as part of a group [..]
They come up with these very restrictive labels to define us.
آنها با برچسب های خیلی محدود کننده ای ما را تعریف می کنند.
-
برچسب زدن
verbgive a label to in order to categorise [..]
He often spent long hours there alone, labelling, decanting, and doing up again
غالبا ساعات درازی را در آنجا به برچسب زدن، جابهجا کردن، و بستهبندی کردن مجدد آنها میگذرانید
-
اتیکت
I went down to the lounge about half past nine on the pretext of getting luggage labels
در حدود ساعت نه و نیم شب به بهانهی گرفتن اتیکت برای جامهدانها به پایین رفتم.
-
ترجمه های کمتر
- لقب
- عنوان
- انگ
- (زیست شناسی) انگ گذاری کردن (از طریق ایزوتوپ های تابشگر)
- (زیست شناسی) رجوع شود به tracer
- (معماری) گچ کاری برجسته در بالای در یا پنجره
- اتیکت دار کردن
- اسم روی کسی یا چیزی گذاشتن 0
- بر چسب زدن
- رده بندی کردن
- قیطان یا روبان که با مهر سربی یا لاک و مهر به سند الصاق می شود
- لقب دادن
- مارک تجارتی
- نشان کارخانه یا سازنده ی کالا
- ویژه نام
- کارخانه یا سازنده ی انگ یا مارک بخصوصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " label " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A language of Papua New Guinea.
"Label" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Label در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "label" با ترجمه به فارسی
-
برچسبگذاری ایزوتوپی
-
برچسب اطلاعات
-
برچسب پستی
-
آنالیز ایزوتوپ · رديابهاي پرتوزا · فنون ردیابی · نشاندارسازی ايزوتوپ
-
برچسب
-
ناشر موسیقی
-
نظریهی برچسبزنی
-
محصول با مارک فروشنده یا فروشگاه (بجای تولیدکننده)