ترجمه "laboratory" به فارسی
آزمایشگاه, لابراتوار, آزمایشگاهی بهترین ترجمه های "laboratory" به فارسی هستند.
a room, building or institution equipped for scientific research, experimentation or analysis [..]
-
آزمایشگاه
nounroom, building or institution equipped for scientific research [..]
I must go to the laboratory and look into a little matter of acids and salts and alkalis.
باید بروم آزمایشگاه و کمی دربارهی اسیدها، نمکها و مواد قلیایی تحقیق کنم.
-
لابراتوار
nounroom, building or institution equipped for scientific research
You may catch him at Watford before he leaves the laboratory.
تو میتوانی او را در وات فورد، پیش از اینکه لابراتوار را ترک نماید، پیدا کنی.
-
آزمایشگاهی
At that moment in Zenith, two men sat in a laboratory.
همان ساعت در شهر زنیط دو مرد در آزمایشگاهی نشسته بودند.
-
ترجمه های کمتر
- تجربی
- آروینی
- آزمایی
- وابسته به آزمایشگاه
- کلاس آزمایشگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laboratory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
آزمایشگاه
nounI must go to the laboratory and look into a little matter of acids and salts and alkalis.
باید بروم آزمایشگاه و کمی دربارهی اسیدها، نمکها و مواد قلیایی تحقیق کنم.
عباراتی شبیه به "laboratory" با ترجمه به فارسی
-
آزمایشگاه ملی لوس آلاموس
-
آزمایشگاه · لابراتوار
-
بالنهای آزمایشگاهی
-
آزمایشگاه ملی بروکهیون
-
تشخیص آزمایشگاهی
-
آزمایشگاه ملی لارنس برکلی
-
یهاگشیامزآ لقتسم سیورس
-
آزمایشگاه · لابراتوار