ترجمه "lacerative" به فارسی
ریش سازنده, مجروح کننده بهترین ترجمه های "lacerative" به فارسی هستند.
lacerative
adjective
دستور زبان
Lacerating, or having the power to lacerate.
-
ریش سازنده
-
مجروح کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lacerative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lacerative" با ترجمه به فارسی
-
دریدنی · ریش شدنی · مجروح شدنی · پاره شدنی
-
آزرده · خاطر آزرده · دریده · دل آزرده · ریش · قلب مجروح
-
بریدگی · جراحت · زخم · عمل دریدن · لت وپار سازی · لت وپاری · پارگی
-
(احساسات و غیره) جریحه دار کردن · (به ویژه در مورد پوست و گوشت بدن) دریدن (به طور ناهموار) · (گیاه شناسی) لته دار (دارای لبه ی ناصاف و بریده بریده) لت لت · آزردن · دریدن · ریش · ریش ریش · ریش کردن · زخمی (بیشتر می گویند: lacerated) · عذاب دادن · لت · لت وپار کردن · لخت · مجروح کردن · پاره پاره کردن · پاره کردن · چاک چاک
-
آزرده · خاطر آزرده · دریده · دل آزرده · ریش · قلب مجروح
-
(احساسات و غیره) جریحه دار کردن · (به ویژه در مورد پوست و گوشت بدن) دریدن (به طور ناهموار) · (گیاه شناسی) لته دار (دارای لبه ی ناصاف و بریده بریده) لت لت · آزردن · دریدن · ریش · ریش ریش · ریش کردن · زخمی (بیشتر می گویند: lacerated) · عذاب دادن · لت · لت وپار کردن · لخت · مجروح کردن · پاره پاره کردن · پاره کردن · چاک چاک
-
بریدگی · جراحت · زخم · عمل دریدن · لت وپار سازی · لت وپاری · پارگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن