ترجمه "lacuna" به فارسی
حفره, حفرک, زدش بهترین ترجمه های "lacuna" به فارسی هستند.
lacuna
noun
دستور زبان
A small opening; a small pit or depression; a small blank space; a gap or vacancy; a hiatus. [..]
-
حفره
noun -
حفرک
-
زدش
-
ترجمه های کمتر
- ستردگی
- گدالچه
- محفظه
- صندوق
- (به ویژه در متن نسخه ی خطی یا نوشتار و غیره) افتادگی
- (کالبدشناسی - زیست شناسی) مغاکچه
- از قلم افتادگی
- جای خالی
- حذف شدگی
- نقطه ابهام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lacuna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن