ترجمه "lagoon" به فارسی
مرداب, تالاب, ایستاب بهترین ترجمه های "lagoon" به فارسی هستند.
lagoon
noun
دستور زبان
A shallow body of water separated from deeper sea by a bar. [..]
-
مرداب
nounshallow body of water [..]
And he sat about the front looking at the lagoon
و جلو بندرگاه مینشست و مرداب را تماشا می کرد.
-
تالاب
nounshallow body of water
One second I'm being tossed around, next I know I'm in the lagoon.
یه ثانیه همه چی چرخید. بعدش تنها چیزی که میدونم ، من توی تالاب بودم.
-
ایستاب
shallow body of water
-
ترجمه های کمتر
- کولاب
- خفتاب
- لگون
- (دریاچه ی کم ژرفا که به دریاچه ی بزرگتر یا دریا راه دارد) خفتاب
- دریاچه ی مرجانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lagoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lagoon"
عباراتی شبیه به "lagoon" با ترجمه به فارسی
-
کولابهای درنبوم
-
ماهیگیریهای مردابی
-
کولابها
-
کولابهای ساحلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن