ترجمه "lake" به فارسی
دریاچه, daryâ, daryâče بهترین ترجمه های "lake" به فارسی هستند.
lake
verb
noun
دستور زبان
Large, landlocked, naturally occurring stretch of water. [..]
-
دریاچه
nounbody of water [..]
I don't know how deep the lake is.
نمی دانم این دریاچه چه قدر عمق دارد.
-
daryâ
-
daryâče
-
ترجمه های کمتر
- daryåche
- برکه
- استخر
- لاکی
- پایاگر
- (از ریشه ی فارسی)
- (رنگ) قرمزتیره
- (رنگرزی) ثبات
- (نفت یا گدازه و غیره) آب انباشت
- لاک (رنگدانه ی قرمزی که از حشره ای به نام cochineal از تیره ی Dactylopiidae به دست می آید)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lake " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lake
proper
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lake" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lake در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lake"
عباراتی شبیه به "lake" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه زریوار
-
درياچه لمان · دریاچه ژنو
-
درياچه رودولف
-
دریاچه ویکتوریا
-
(جانور شناسی) قزل آلای امریکایی (cregonus artedii - بومی دریاچه های پنجگانه ی امریکا) · شگماهي درياچهاي · ماهی سفید
-
ماهیگیریهای دریاچهای
-
دریاچه ژنو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن