ترجمه "laky" به فارسی
لاکی, (از ریشه ی فارسی) قرمز بهترین ترجمه های "laky" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Who I'm now sure was one of Wennerström's lakies ↔ که مطمئنم يکي از حقوق بگير هاي ونرستروم بوده
laky
adjective
دستور زبان
of, pertaining to, or resembling a lake [..]
-
لاکی
-
(از ریشه ی فارسی) قرمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "laky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Who I'm now sure was one of Wennerström's lakies
که مطمئنم يکي از حقوق بگير هاي ونرستروم بوده