ترجمه "laminated" به فارسی

(چوب و پلاستیک و غیره)ورقه ورقه, روکش دار, روکش شده بهترین ترجمه های "laminated" به فارسی هستند.

laminated adjective verb دستور زبان

Made by lamination. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (چوب و پلاستیک و غیره)ورقه ورقه

  • روکش دار

  • روکش شده

  • ترجمه های کمتر

    • لایه لایه
    • لعاب دار
    • مورق
    • پوشیده شده از یک ورقه ی نازک (مثلا ورقه ی نازک پلاستیکی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laminated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "laminated" با ترجمه به فارسی

  • شاخه پرده ای · لایه نازک · ورقه · پهنک برگ
  • تورق · تیغک · فلس · لایه بندی · لایه ی نازک · لایچه · هر چیز ورقه ورقه یا چند لا · ورقه · ورقه ورقه سازی · چند لایی · چندلا سازی
  • چوب مطبق
  • دارای ورقه های نازک
  • تیغه تیغه شدنی · لایه لایه شدنی · پهنک شدنی
  • لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها
  • (فلز یا پلاستیک و غیره) ورقه ورقه کردن · (چندین لایه از چیزی را) روی هم چسباندن · با پلاستیک پوشاندن · برگ برگ کردن · تورق · رجوع شود به laminated · مورق کردن · ورق کردن · چند برگی کردن · چند لا کردن · چیز مورق · چیز چند لا
  • (دامپزشکی : تورم تیغک سم اسب) لنگش · برپا کننده · بيماريهاي سم · بيماريهاي چنگال · بیماریهای پا · درماتيت پا · لامينيتها
اضافه کردن

ترجمه های "laminated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه