ترجمه "lapidary" به فارسی
گوهرشناس, جواهرشناس (lapidarist هم می گویند), حک شده (بر سنگ یا جواهر) بهترین ترجمه های "lapidary" به فارسی هستند.
lapidary
adjective
noun
دستور زبان
A person who cuts, polishes, engraves, or deals in gems. [..]
-
گوهرشناس
-
جواهرشناس (lapidarist هم می گویند)
-
حک شده (بر سنگ یا جواهر)
-
ترجمه های کمتر
- موجز و سلیس
- نگاشته شده بر سنگ قیر
- هنر گوهر تراشی
- وابسته به گوهر تراشی یا گوهر شناسی
- کوتاه و زیبا (مثل نوشته ی روی سنگ گور)
- گوهر تراش (کسی که سنگ جواهر را می تراشد و حک می کند و جلا می دهد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lapidary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن