ترجمه "lappet" به فارسی
دامن, آویزه, غبغب بهترین ترجمه های "lappet" به فارسی هستند.
lappet
verb
noun
دستور زبان
A small decorative fold or flap, especially of lace or muslin, in a garment or headdress. [..]
-
دامن
nounfor, lifting up the lappet of his coat, he put me gently into it
زیرا که دامن قبایش را گرفت و آهسته مرا در آن نهاد
-
آویزه
-
غبغب
-
ترجمه های کمتر
- نرمه
- دنباله
- (بخش آویخته ی جامه یا کلاه) زبانه
- (بخش یا اندام گوشتی و آویخته) لاله (مثلا لاله ی گوش)
- آویز گوشت
- در (جیب و غیره)
- لاله گوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lappet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن