ترجمه "lapsing" به فارسی

برگشت, عودت بهترین ترجمه های "lapsing" به فارسی هستند.

lapsing verb noun

Present participle of lapse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگشت

    noun
  • عودت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lapsing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lapsing" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) سلب یا زایل شدن حق · (زمان و هر چیز جاری) گذشتن · (زمان یا هر چیزی که جریان دارد) گذشت · (نادر) ویران شدن · ارتاد · از اعتبار افتادن یا انداختن · از دست دادن · اشتباه · افت · انحراف · انقضا · باطل کردن یا شدن · برگشت · به سر آمدن · ترک اولی · تمام شدن · خطا · دستخوش خرابی شدن · زوال · سقوط · سپری شدن · عود کردن · عودت · فرو روی · قهقرا (روی) · لغزش · لغزیدن · مرور · منقضی شدن · مکث · نکول · همراه رفتن · وقفه · پس رفتن · پس روی · کاهش · کژ روی (موقت) · گذشتن
  • تصویربرداری زمانگریز (تایم لپس)
  • (هواشناسی : میزان کاهش هر عامل متغیر جوی در اثر زیاد شدن ارتفاع) میزان کاهش نیواری
  • (فیلم برداری) وابسته به نشان دادن فرآیندهای طولانی در زمان کوتاه (مثلا رشد یک ساله ی گیاه طی نیم دقیقه) · زمان فشار
  • (حقوق) سلب یا زایل شدن حق · (زمان و هر چیز جاری) گذشتن · (زمان یا هر چیزی که جریان دارد) گذشت · (نادر) ویران شدن · ارتاد · از اعتبار افتادن یا انداختن · از دست دادن · اشتباه · افت · انحراف · انقضا · باطل کردن یا شدن · برگشت · به سر آمدن · ترک اولی · تمام شدن · خطا · دستخوش خرابی شدن · زوال · سقوط · سپری شدن · عود کردن · عودت · فرو روی · قهقرا (روی) · لغزش · لغزیدن · مرور · منقضی شدن · مکث · نکول · همراه رفتن · وقفه · پس رفتن · پس روی · کاهش · کژ روی (موقت) · گذشتن
اضافه کردن

ترجمه های "lapsing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه