ترجمه "laptop" به فارسی

لپتاپ, رایانه کیفی, رو دامنی بهترین ترجمه های "laptop" به فارسی هستند.

laptop noun دستور زبان

(computing) a laptop computer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لپتاپ

    computing: a laptop computer [..]

    Why use Agent Ressler's laptop?

    چرا از لپتاپ مامور " رسلر " استفاده کردی ؟

  • رایانه کیفی

    A portable computer that combines a processor, screen, and keyboard in a single case. The screen folds down onto the keyboard when not in use.

  • رو دامنی

  • ترجمه های کمتر

    • رو زانویی
    • کامپیوتر کوچک (که می شود آن را روی زانوها قرار داد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laptop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "laptop"

اضافه کردن

ترجمه های "laptop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه