ترجمه "largely" به فارسی
بیشتر, عمدتا, اکثرا بهترین ترجمه های "largely" به فارسی هستند.
largely
adverb
دستور زبان
In a widespread or large manner. [..]
-
بیشتر
adverbThese scores show that large amounts of testosterone were present in the early stages of the fetal development.
این امتیاز دلالت بر میزان تستوسترون بیشتر بدن جنین در هفتههای اول تشکیل و رشد دارد.
-
عمدتا
But, he continued, health is largely a matter in our own control.
بعد هم گفت اما سلامت عمدتا موضوعی است در اختیار خود آدم.
-
اکثرا
to inspire his largely illiterate nation to join the revolution
که ميتواند ملت اکثرا بيسواد روسيه را وارد انقلاب کند
-
ترجمه های کمتر
- به طور فراوان
- به طور متنابه
- به طور هنگفت
- به مقدار زیاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " largely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "largely" با ترجمه به فارسی
-
مِلك بزرگ وبسيار گسترده
-
گروه بزرگ اختروش
-
لیکوی خاکستری بزرگ
-
تلسکوپ بزرگ آفریقای جنوبی
-
قانون اعداد بزرگ
-
دامپروری در مقیاس بزرگ
-
تلسکوپ البیتی
-
یکپارچهسازی کلانمقیاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن