ترجمه "larva" به فارسی

لارو, کرم, شفیره بهترین ترجمه های "larva" به فارسی هستند.

larva noun دستور زبان

A stage of growth for some insects, in which they are wingless and resemble a caterpillar or grub after hatching from their egg [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لارو

    an animal in such stage of growth [..]

    It's to kill them when they're still in the water as larvae.

    بهتر اینه که همون موقع که لارو مالاریا رو توی آب از بین ببریم

  • کرم

    noun proper

    The titi is to the gamin what the moth is to the larva;

    نسبت ولنگارها به لاتها مثل نسبت شبپره به کرم آن است؛

  • شفیره

  • ترجمه های کمتر

    • سبوسه
    • غنج
    • کرمینه
    • (حالت اولیه و کرم مانند حشره و غیره که بعدا کاملا تغییر شکل می دهد مثلا: کرم پروانه می شود و بچه قورباغه وزغ می شود) لیسه
    • کرم حشره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " larva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "larva"

عباراتی شبیه به "larva" با ترجمه به فارسی

  • باسیلوس لاروائه
  • پنيباسيلوس لاروائه
  • باسیلوس لاروائه · پنيباسيلوس لاروائه
  • لاروهای زنبور
  • سنهاي حشره · كرمهاي حشره · لارورهاي كرميشكل · لاروها · مراحل لاروي · نوزاد حشرات
  • باسیلوس لاروائه · پنيباسيلوس لاروائه
  • بچهماهي · لاروهای ماهی · لپتوسفالوس
اضافه کردن

ترجمه های "larva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه