ترجمه "laser" به فارسی
لیزر, (فیزیک و نورشناسی) لیزر, اشعه لیزر بهترین ترجمه های "laser" به فارسی هستند.
A gum resin obtained from certain umbelliferous plants. [..]
-
لیزر
noundevice producing beam of light [..]
And we also use three laser range finders.
و همچنین از سه لیزر به عنوان تشخیص دهنده های محدوده ی مسیر استفاده کردیم.
-
(فیزیک و نورشناسی) لیزر
-
اشعه لیزر
nounHis eyes shoot laser beams.
چشماش اشعه لیزر پرتاب میكنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Laser" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Laser در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Abbreviation of [i]light amplification by stimulated emission of radiation[/i].
"LASER" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LASER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "laser"
عباراتی شبیه به "laser" با ترجمه به فارسی
-
محیط فعال لیزر
-
صفحه ی لیزر
-
اشارهگر لیزری
-
لیزرها · پرتوهاي ليزر
-
(فیزیک) لیزر اکسمر (نوعی لیزر گازی که تپش های نیرومندی از برتابش فرابنفش را از خود ساطع می کند و در پزشکی و صنعت کاربرد دارد) · لیزر اگزایمر
-
سرمایش لیزری
-
تابش لیزر
-
بمب هدایت لیزری