ترجمه "latent" به فارسی

نهفته, پنهان, نهان بهترین ترجمه های "latent" به فارسی هستند.

latent adjective noun دستور زبان

Existing or present but concealed or inactive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهفته

    existing or present but concealed or inactive

    He has to really concentrate with humans, though, because the latent ability is so nebulous.

    البته باید واقعاً روی انسانها تمرکز داشته با شه، چون استعداد نهفته خیلی گنگ و مبهمه.

  • پنهان

    adjective

    The latent uneasiness in Darnay's mind was roused to vigourous life by this letter.

    اضطرابی که دار نی در نهاد خویش پنهان داشت با این نامه جانی تازه گرفت.

  • نهان

    adjective

    I figured out how the latent virus is activated.

    . فهميدم " ويروس نهان " چجوري فعال ميشه

  • ترجمه های کمتر

    • بالقوه
    • مکنون
    • ناخودآگاه
    • ناپیدا
    • (بیماری و غیره) در کمون
    • (روان شناسی) نهفته
    • (زیست شناسی) خفته
    • موجود (ولی ناآشکار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " latent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "latent" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک) گرمای خفته · حرارت نهفته (میزان گرما که هر چیز هنگام تغییر شکل یا مرحله تولید · مصرف می کند) · گرمای نهان
  • بطور ناپیدا · بطور پوشیده · به پنهانی
  • (حقوق) ابهام نهفته (ابهام نا آشکاری که در متن وجود دارد و با ارائه ی ادله و شواهد آشکار می شود)
  • متغیر نهان · متغیر پنهان
  • عفونتهای نهفته · مراحل تحت باليني بيماري
  • بیکاری پنهان
  • (پزشکی) دوران کمون · خفت زمان · دوران خفتگی · زمان میان انگیزه و واکنش
  • تقاضای پنهان
اضافه کردن

ترجمه های "latent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه