ترجمه "latest" به فارسی

(قدیمی) رجوع شود به last, آخرین, اینده بهترین ترجمه های "latest" به فارسی هستند.

latest noun adjective adverb دستور زبان

Comparative of the adjective late; most late. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (قدیمی) رجوع شود به last

  • آخرین

    She'd promised to tell me her latest theory when we were alone.

    او قول داده بود تا زمانی که تنها میشدیم آخرین نظریهاش را به من بگوید.

  • اینده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تازه گذشته
    • صفت عالی : late
    • واپسین
    • پسین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " latest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "latest" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "latest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه