ترجمه "lathe" به فارسی
دستگاه تراش, چرخ کوزه گری, تراشیدن بهترین ترجمه های "lathe" به فارسی هستند.
lathe
verb
noun
دستور زبان
A machine tool used to shape a piece of material, or workpiece, by rotating the workpiece against a cutting tool. [..]
-
دستگاه تراش
machine tool which rotates the workpiece on its axis
-
چرخ کوزه گری
noun -
تراشیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (با ماشین تراش) شکل دادن
- خراطی کردن
- دستگاه خراطی
- ماشین تراش
- ماشین تراش (فلز یا چوب و غیره)
- چرخ تراش
- چرخ سفالگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lathe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lathe"
عباراتی شبیه به "lathe" با ترجمه به فارسی
-
(در ساختمان های چوبی) تخته هایی که دیوار را تشکیل می دهد و روی آن گچ می مالند · توفال
-
(معماری) توفال فلزی (آهن تورمانند که در نبش دیوار و غیره می کوبند و روی آن گچ کاری می کنند)
-
ماشین تراشکاری
-
الوار · تختهبشكه · تختهها · تير چوبي ارهشده · تيرچهها · چوب ارهشده · چوب شكافته
-
سری تراش
-
تخته های زیر گچ · توفال بندی · توفال ها · توفال کوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن