ترجمه "laundry" به فارسی
رختشویی, رختشوی خانه, رخت بهترین ترجمه های "laundry" به فارسی هستند.
laundry
noun
دستور زبان
A laundering; a washing. [..]
-
رختشویی
laundering; washing [..]
But if all you wanted was money, why didn't you stay in the laundry?
اما اگر آنچه میخواهی فقط پول است چرا در همان رختشویی به کار ادامه ندادی؟
-
رختشوی خانه
nounplace or room where laundering is done
-
رخت
that which needs to be laundered
They're gonna hide her in the bottom of a laundry hamper in the utility room.
قرار است او را در ته کامیون رختشویخانه قرار بدهند؛ جایی که سبد رختها را میگذارند.
-
ترجمه های کمتر
- لباسشوءی
- لباسشویی
- گازرگاه
- شستشو
- گازری
- غسل
- (در خانه)رخت شورخانه
- (مغازه ای که در آن ماشین های رختشویی برای استفاده ی مشتریان موجود است) رخت شوی گاه
- (نادر) رختشویی
- جای رختشویی
- لباس ها و ملافه ها و غیره که باید شسته شود (یا شده است)
- پول رد گم کن (رجوع شود به launder)
- پول شوی گاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laundry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "laundry"
عباراتی شبیه به "laundry" با ترجمه به فارسی
-
سرویس رختشویی
-
نمادهای رختشویی
-
فروشگاههای رختشویخانه عمومی
-
گازرگاه
-
(عامیانه) فهرست کلی · فهرست اجمالی · فهرست بررسی نشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن