ترجمه "laureate" به فارسی

برجسته, ستوده, دهمستی بهترین ترجمه های "laureate" به فارسی هستند.

laureate adjective verb noun دستور زبان

Crowned, or decked, with laurel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برجسته

    adjective noun

    But when I was United States Poet Laureate

    ولی وقتی من شاعر برجسته آمریکا بودم

  • ستوده

  • دهمستی

  • ترجمه های کمتر

    • مرشد
    • بزرگوار
    • سرور
    • (برای بزرگداشت و افتخار) دارای تاج برگ غار
    • (به ویژه درمیان شاعران) برجسته
    • (تاج یا حلقه ی گل برای روی سر) از برگ غار
    • (قدیمی) مورد تجلیل و تکریم قرار دادن
    • از برگ بو
    • رجوع شود به poet laureate
    • ملک الشعرا کردن
    • پر افتخار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laureate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Laureate
+ اضافه کردن

"Laureate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Laureate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "laureate"

عباراتی شبیه به "laureate" با ترجمه به فارسی

  • برنده برجسته جايزه نوبل
  • ملکالشعرا
  • برنده برجسته جايزه نوبل
  • (انگلیس) ملک الشعرا (که توسط پادشاه گزیده می شود) · سر شاعر دربار · شاعر عمده ی کشور یا ناحیه · ملکالشعرا
اضافه کردن

ترجمه های "laureate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه