ترجمه "lavatory" به فارسی

آبریزگاه, دستشویی, آبریز بهترین ترجمه های "lavatory" به فارسی هستند.

lavatory adjective noun دستور زبان

A bathroom; a washroom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبریزگاه

    next to wide open trenches that served as lavatories.

    جنب گودالهای روبازی گذاشته بودند که به عنوان آبریزگاه عمل میکرد.

  • دستشویی

    noun

    one of the guards threw a grenade into the prisoners' lavatory

    یکی از نگهبانان زمانی که دستشویی پر از زندانیان بود

  • آبریز

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس) صندلی مستراح سیفون دار
    • (نادر) دستشویی (با شیرآب گرم و سرد و زیر آب)
    • مستراح (اتاقکی که خلا و دستشویی دارد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lavatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lavatory"

اضافه کردن

ترجمه های "lavatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه