ترجمه "lawful" به فارسی
قانونی, شرعی, حلال بهترین ترجمه های "lawful" به فارسی هستند.
lawful
adjective
دستور زبان
Conforming to, permitted by, or recognised by law or rules. [..]
-
قانونی
adjectiveThere is no law that says you must stay here.
قانونی وجود نداره که بگه باید اینجا بمونی.
-
شرعی
adjectiveif thou wilt not have me for what I am, thy true and lawful wife
تو اگر نمیخواهی که من چنانکه اکنون هستم زوجهی واقعی و شرعی تو باشم
-
حلال
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مجاز
- مشروع
- روا
- دادیکی
- اهل مقررات
- حلال زاده
- دادیک وار
- دادیک گرای
- طبق قانون
- قانون مند
- مطیع قانون
- پیرو قانون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lawful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lawful" با ترجمه به فارسی
-
قانون حق داشتن کار
-
(انگلیس) قانون منع واردات غله (که در سال 6481 ملغی شد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن