ترجمه "layer" به فارسی

لایه, طبقه, ورقه بهترین ترجمه های "layer" به فارسی هستند.

layer verb noun دستور زبان

(ambitransitive) to cut or divide (something) into layers [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لایه

    noun

    single thickness of some material covering a surface [..]

    Because that's a big part of it. There's layers behind each photo.

    چون این قسمت عظیمش بود. پشت هر عکس چندین لایه هست.

  • طبقه

    noun

    Alternate layers of salt and fish are covered by dry matting.

    ماهیها را طبقه طبقه روی هم میگذراند و میانشان نمک میپاشند و آن را با حصیر میپوشانند.

  • ورقه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لايه
    • قشر
    • لا
    • نهشگر
    • نهنده
    • چینه
    • رج
    • رده
    • (با خواباندن) گیاه رویاندن
    • (شاخه ی گیاه که روی زمین خوابیده است و ریشه دوانده است) شاخه ی خوابانده
    • (شخص یا چیز) گذارنده
    • (مرغ) تخم کن
    • (یک) رویه
    • (یک) لایه
    • قرار دهنده
    • لابه لا کردن
    • لایه لایه کردن یا شدن
    • یک دست رنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " layer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "layer"

عباراتی شبیه به "layer" با ترجمه به فارسی

  • لایه پیوند
  • (فضاشناسی) لایه ی F2 در یون فضا
  • (زیست شناسی) لایه ی مالپیگی
  • کشتی کابلگذار
  • لایه آلورون
  • (رویان شناسی - هر یک از سه لایه ی سلول های جنین یا رویان یعنی برون پوست · لایه ی زایشی · میان پوست و درون پوست که اعضای مختلف بدن جانداران از آنها منشا می گیرد) رویان لایه
  • (شیرینی پزی) کیک لایه لایه
  • هراد ا یارب یداعروطب هک یتامدقم تقفاوم( لا سا سا)دوشیم هدافتسا تنرتنیا یور یلاسرا مايپ تينما ندرك
اضافه کردن

ترجمه های "layer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه